میخوام نظام مهندسی تاسیسات برقی امتحان بدم اما کمی از برق گرفتگی و تاثیراتش بر پیس می ترسم...
یک نفر هم وبلاگم خوند از من راهنمایی گرفت وضع مشابهی داشت با هم کم کم دوست شدیم امیدوارم ابلیشنش موفق باشه براش دعا کنید...
میخوام نظام مهندسی تاسیسات برقی امتحان بدم اما کمی از برق گرفتگی و تاثیراتش بر پیس می ترسم...
یک نفر هم وبلاگم خوند از من راهنمایی گرفت وضع مشابهی داشت با هم کم کم دوست شدیم امیدوارم ابلیشنش موفق باشه براش دعا کنید...
هر کسی خودش باید مواظب سلامتیش باشه
برای همین از امروز برای اینکه بتونم نقشهام خوب انجام بدم. این مسئولیت را خودم به عهده می گیرم. و از بقیه توقع بیجا نمی کنم... نتونستم میگم نمیتونم الکی جو گیر نمیشم ..
**بار سنگین جابجا نمی کنم--کتف چپم درد گرفته
**حداقل سالی یکبار میرم چک آپ..هر چند از دکتر رفتن بیزارم
جمعه 91.02.30 هم به همراه خانواده ی همسرم در همایش حج شرکت کردیم و به صورت نمادین اعمال حج را انجام دادم (مدیریت حج ماکت خانه خدا را ساخته بود و جهت آموزش افراد مسن عده ای از جوان ترها طبق راهنمایی روحانی کاروان اعمال حج را انجام دادند). جو خوب و معنوی بر سالن همایش شهید بهشتی حاکم بود. به خودم قول دادم از الان از نظر معنوی خودم را جهت مناسک آماده کنم
دعا کنید مشکلی برام پیش نیاد به یکی دیگه از آرزوهام که دیدن خانه خداست برسم
راستی بدی دیدید حلال کنید
خدا را شکر
شاید باور نکنید شده در هفته یک بار یادم بیفته که من پیس میکر دارم کم کم داره مثل عینک برام طبیعی میشه (ولی کامل فراموشش نکردم)
بعد چند سال استخر هم رفتم البته مثل عقده ای ها ، نیم ساعت تو آب بودم چند تا شیرجه زدم همه سرگرم بودند به راحتی از بقیه مخفیش کردم.
از نظر عاطفی همسرم شرایطم را درک میکنه و تو زندگی زناشویی هم مشکل خاصی ندارم اما به پهلوی چپ نمتونم بخوابم !
از قبل خدمت( نسبتا مقدس ) سربازی استخر نرفتم... سازمان برای همکاران استخر اجاره کرده... اگه بتونم خودم راضی کنم برم این محدودیت و چیزی که خودم به عنوان راز می دونم از بین میره اما باز هم از عواقب و دیدی که همکارام پیدا می کنند می ترسم دوست ندارم به عنوان آدم ناتوان یا به قول بعضی ها طفلکی باشم!!
شما اینکار را نکنید!!!!
-موقع رانندگی کمربند اذیتم می کند ولی از ترس جریمه ها می بندم اما با یک گیره کاغذ کمربند را آزاد می کنم هیچ فشاری نمیاره تازه دهن پلیسها هم بسته میشه تازه جونم هم در امانه!!!!
ومن یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شی قدرا
و با اینکه هر دو مذهبی بودیم ولی در بعضی از مسائل مذهبی با هم اختلاف داشتیم به هر حال دلیلشان هر چه بود برای خودشان محترم و ...
خواستگاری دوم هم که همان جلسه اول به این نتیجه رسیدم که با هم تفاهم نداریم
خواستگاری سوم هم به خاطر پیس و... کمی طول کشید اما پس از مراجعه به دکتر
آره نه تنها مردم عوام حتی پزشکهای عمومی را دیدم که اصلا نمی دانند پیس میکر یا به قول قدیمی ها همان باطری قلب چه می کند. بعضی ها فکر می کنند مثل باطری موبایله که اگر شارژش تمام بشه طرف در جا میمیره و .. در صورتیکه برای خیلی از افراد حتی با از کار افتادن پیس اتفاق خاصی نمی افتد بلکه ضربان قلبشان کمی کند می شود(بین 35 تا 40) و فرصت کافی برای مراجعه به پزشک را دارند
■ماه های اول سعی می کردم بیماریم را از همه مخفی کنم. اما حالا برام زیاد مهم نیست. بالاخره پیس میکر جزیی از زندگی منه. هیچ دلیلی ندارد که از داشتن پیس میکر ناراحت باشم.
■بعضی ها را می شناسم سالیان درازی با داشتن پیس میکر جز موفق ترین آدم های شهرمان بودند و به هزاران نفر خدمت کرده اند. چرا من این گونه نباشم. از همین حالا به خودم قول می دهم تا نفس دارم از ثانیه ثانیه عمرم بهترین استفاده را بکنم. و این نکته را مد نظر داشته باشم که اجل و عمر انسان دست خداست.
■ بنابراین برای دنیام جوری برنامه ریزی می کنم که انگار صد سال دیگر در دنیا خواهم مانداما برای آخرتم جوری برنامه ریزی می کنم. که انگار آخرین لحظه زندگی دنیایم فرا رسیدن است و می خواهم زندگی آخرتم را شروع کنم.
■زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست.هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود.صحنه پیوسته بجاستخرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد. بنابراین سعی می کنم نغمه ای جاویدانه از خودم به جا گذارم
اما
حالا بعد ار 9 ماه زندگی تقریبا عادی دارم . اما برای اینکه دیگران به من نگاه ترحم آمیز نداشته باشند . دوست ندارم خیلی ها این موضوع را بدونند. توی اداره از ۱۱نفر همکار بخشمان متاسفانه ۶نفر مشکل قلبی دارند که ۴نفرمان سابقه ی بستری در بیمارستان را داریم. از این ۴ نفر دو نفرمان به علت ولف ابلیشن کردیم ۲ نفر مشکل عروق دارند دو نفر دیگر طپش قلب و اختلال دریچه دارند.به نظرم مثل اینکه باز هم متاسفانه بیماری قلبی توی کشورمان مثل هزار چیز دیگر مد شده
ولی
من بیماریم رو دوست دارم چون می دانم حتما این مشکل حکمتی داشته که من بی خبرم
اغلب افراد نمي توانند آن را احساس کنند. موج الکتريکي يک پيس ميکر بسيار کوچک مي باشد. اگر شما آن را احساس کرديد، پزشک شما با تغيير برنامه ريزي پيس ميکر ميتواند آن را برطرف کند.
به نام خدا
همیشه چه در دانشگاه چه در خدمت در تست های تربیت بدنی جز نفرات برتر بودم . روزهای آخر خدمت به سختی مرخصی می دادند به سرم زد که هم از دفترچه بیمه استفاده کرده و هم یک استعلاجی ردیف کنم در تاریخ 88.۱۰.۲۵ با وساطت نماینده ولی فقیه اجازه خروج از پادگان را گرفتم این داستان شروع شد. رفتم پیش یک دکتر عمومی تا با لطایف الحیل به این نیت شوم (دو دره کردن خدمت مقدس سربازی) برسم. دکتره گفت به نظر قلبت نا منظم می زنه حتما به یک دکتر متخصص مراجعه کن. فرداش رفتم پیش یک دکتر متخصص نوار قلب از من گرفت. پس از مشاهده نوار با مسئول گرفتن نوار دعوا کرد که چرا اشتباهی نوار دست مرم می دهی و گفت برو دوباره نوار بگیر این کار تکرار شد. نه مثل این بود که نوار قلبم درست بود.و پرستار هیچ اشتباهی نکرده بود قلب من کاملا نا منظم می زد از دکتر پرسیدم چه شده گفت قلبت مثل یک پیرمرد هفتاد ساله می زنه. اینو که شنیدم انگار دنیا دور سرم می چرخید....